فضیلت دعا و نیایش در روز عرفه ( از دیدگاه روایات)
روز عرفه روز دعا و نیایش است و اگر چه روزه آن روز مستحب است، لیكن اگر روزه گرفتن آن روز موجب ضعف شود، آن گونه كه انسان نتواند دعاهاى این روز را بخواند، خواندن دعا بر روزه گرفتن مقدم است. (بحار، 123/ 94 124 (
نقش نیایش در وصول به رحمت بیكران الهى، با بیان امام صادق (ع) كه فرمود: «الدُّعاء كهف الإجابة كما أنّ السّحاب كهف المطر» (كافى، 471/ 2 (به خوبى روشن است. طبق این بیان نورانى همان طور كه ابر، قرارگاه باران است، دعا نیز قرارگاه اجابت است.
به بیان دیگر، اجابت در درون دعاست، همانطور كه باران در نهاد ابر تعبیه شده است، بنابراین، چنانچه كسى با حسن ظن و خالصانه و عارفانه و به نحو عام دعا كند، خدا هم اجابت خواهد كرد. بخش مهمّى از پیروزى انبیاى بزرگ (ع) نیز به بركت دعا بوده است زیرا تظاهرات و عملیات، بخش «جسمانى» پیروزى را تشكیل مىدهد ولى دعا و نیایش «روح» ظفر است چنانكه امام علىبن موسىالرضا (ع) همواره به اطرافیان خویش مىفرمود: بر شما باد به سلاح پیامبران: «علیكم بسلاح الأنبیاء» آنگاه در پاسخ اینكه سلاح آنان چه بود؟ مىفرمود: دعا. (كافى، 471/ 2 )
دعا تنها چیزى است كه خدا آن را به انسان تملیك كرده است. انسان جز دعا و تضرع در پیشگاه خداوند مالك چیزى نیست: «یا سریع الرضا اغفر لمن لا یملك إلّا الدّعاء» (مفاتیح الجنان، دعاى كمیل) از این رو در برابر دشمن درون، سلاحى جز ناله ندارد: «و سلاحه البكاء» (مفاتیح الجنان، دعاى كمیل) دشمن بیرون را مىتوان با سلاح سبك و سنگین از پا درآورد ولى شیطان و دشمن سرسخت درون را تنها با اشك در برابر خدا مىتوان رام كرد.
بنابراین، كسى كه اهل ناله نیست، مسلح نیست و اگر كسى مسلح نباشد پیروز نخواهد شد زیرا انسان تا زمانى كه خود را مىبیند، خدا را نمىبیند و به درگاه او تضرّع و اظهار عجز نمىكند، وقتى ننالد در نبرد با اهریمن درون و بیرون شكست مىخورد.
گرچه همه حالات زندگى براى نیایش مناسب است ولى دوران پربار حج و حضور در مواقف آن، شكوه بیشترى براى دعا و تأثیر فراوانترى براى نیایش به درگاه پروردگار جهان دارد و چون دعا از ضمیر صاف، مورد قبول است و احرام و آهنگ كعبة ازاد و پاك، در تصفیة ضمیر تأثیر به سزایى دارد، نیایش در حج و دعا در مواقف آن بهترین اثرها را به همراه خواهد داشت. از این رو براى هر برنامه از مناسك حج. دستور ویژهاى در مورد نیایش داده شده است و عمده آن دعاى عرفه در صحراى عرفات و همراه تودة مردم گرد آمده از سراسر جهان و عشاق مشعر و مشتاقان كوى مناست.
روایات فراوانى دربارة اعمال روز عرفه و هنگام وقوف در عرفات، به ویژه كیفیت دعا در آن موقف نقل شده كه بخشى از آنها در خصوص دعاهاى آن روز، مانند دعاى عرفه امام حسین و دعاى امام سجّاد (ع) است و بخشى نیز در اهتمام و ترغیب به دعا كردن به دیگران است، به گونهاى كه برخى شاگردان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همه همّ خود را در آن سرزمین كه دعاها در آن مستجاب است، صرف دعا براى غیر مىكردند.
علىبن ابراهیم در این باره از پدرش نقل كرده كه گفت: عبدالله بن جندب را در عرفات دیدم كه زمانى طولانى دست به سوى آسمان بلند كرده، سیلاب اشك از گونههایش بر زمین سرازیر بود، به گونهاى كه من شخص دیگرى را اینچنین در حال مناجات ندیدم. هنگامى كه مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: كسى را بهتر از تو در حال نیایش ندیدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا مىكردم زیرا از امام كاظم (ع) شنیدم كه فرمود: كسى كه به دور از چشم برادر (ایمانى) اش در حق وى دعا كند از جانب عرش ندا داده مىشود كه صدهزا برابر آنچه براى او خواستى نصیب تو خواهد شد: «من دعا لأخیه بظهر الغیب نودى من العرش: ولك مأة ألف ضعف مثله». پس شایسته نبود كه من صدهزار برابر دعاى مستجاب را به خاطر یك دعا كه برآورد شدنش معلوم نیست واگذارم. (كافى، 508/ 2 و 465/ 4 ) مشابه این نقل، دربارة دیگر صحابه نیز روایت شده است. (كافى، 465/ 4 466 ).
آیة الله جوادى آملى، صهباى حج
دعا جهت تعجیل در فرج حضرت صاحب الزمان رو هم فراموش نکنید التماس دعا
را بر عموم شیعیان جهان تسلیت عرض می کنیم.

چه لذتى دارد حجاب! نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى كه چشمشان به دنبال خوشرنگترین زنهاست را مىزند. نمىدانید چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازهاى مىشوم و مىپرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمىدهد؛ دوباره مىپرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده كه محو موهاى مشكرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمىبیند. باز هم سؤالم بىجواب مىماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون مىآیم. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى كه به خیابان مىآیند تا لذت ببرند، ذرهاى به تو محل نمىگذارند. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم مىزنید؛ در حالى كه دغدغه این را ندارید كه شاید گوشهاى از زیبایىهاتان، پاك شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیكترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را كنترل كنید؛زیبایى از دست رفتهتان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران كنید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مىروید و صد قافله دل كثیف، همره شما نیست. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاك و افكار پلید مردان شهرتان نیستید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى كرم قلاب ماهىگیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى مىبینى كه مىتوانى اطاعت خدایت را بكنى؛ نه هوایت را. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه مىروید؛ در حالى كه یك عروسك متحرك نیستید؛ یك انسان رهگذرید. نمىدانید؛ واقعاً نمىدانید چه لذتى دارد این حجاب!
توضیح : بیشتر بندهای این شعر از زیارت ناحیه مقدسه که در آن امام زمان(ع) در خطاب به امام حسین(ع) درد دل میکند و روایات دیگر که امام زمان(ع) فرموده اند گرفته شده است!
دوستان لطفا با حضور قلب بخوانید ... در آن لحظه که اشکهای گرمتان میچکد ما را هم از دعای خیرتان بی بهره نسازید!
ادامه مطلب رو بخون از دستت نره....
ادامه مطلب...
ازدواج یگانه بانوى اسلام
قبل از هر چیز فرا رسیدن اول ذی الحجة،سالروز ازدواج حضرت فاطمۀ زهرا – سلام الله علیها – با امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- را خدمت تمامی دوستان عزیز تبریك عرض می كنم.

اشراف عرب دختران خود را به افرادى مىدادند كه از قبیله و قدرت و زر و زور مثل آنها باشند. و در غیر این صورت دست رد بر سینه خواستگاران مىزدند.
روى این عادت دیرینه، اشراف و بزرگانى اصرار داشتند با دختر گرامى پیامبر، فاطمه علیها السلام ازدواج كنند. زیرا تصور مىكردند كه پیامبر صلى الله علیه و آله در كار خود سختگیرى نخواهد نمود. آنان چنین مىپنداشتند كه براى جلب رضایت عروس و پدر امكانات لازم را در اختیار دارند، وانگهى وى در ازدواج دختران دیگر خود مانند رقیه و زینب سختگیرى ننمود.....
ادامه مطلب رو بخون از دستت نره....
ادامه مطلب...
|
خدایا فقط تو ...
خداوندا؛ هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی، به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی، عشق هر کسی را که به دل گرفتم، تو قرار از من گرفتی، هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم، در سایه امیدی، و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی، و در طوفان های وحشت زای حوادث رهایم کردی، تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و هیچ خیری نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم... تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم، و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم، و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم...
خدایا ترا بر همه این نعمتها شکر می کنم .
http://azbineshanha.blogfa.com

شهید حاج عبدالحسین برونسی، فرمانده تیپ جواد الائمه(ع)
گروهان آرپی جی زن ها
سید کاظم حسینی
جوان رشیدی بود و اسمش دادیرقال. موردش را نمی دانم، ولی می دانم از گردان اخراجش کرده بودند. یک نامه دستش داده بودند و داشت می رفت دفتر قضایی.
همان جا توی محوطه، حاجی برونسی دیدش. از طرز رفتن و حالت چهره اش فهمید باید مشکلی داشته باشد. رفت طرفش. گفت: سلام.
ایستاد. جوابش را داد. حاجی پرسید: چی شده جوون؟
آهسته گفت: هیچی، منو اخراج کردن، دارم می رم دفتر قضایی.
حاجی نه برد و نه آورد، دستش را گرفت و باهاش رفت. توی دفتر قضایی نامه اش را پس داد و گفت: آقا من این رو می خوام ببرم.
گفتند: این به درد شما نمی خوره آقای برونسی.
گفت: شما چه کار دارین؟ من می خوام ببرمش.
آوردش گردان.
مثل او، چند تا نیروی دیگر هم داشتیم. همه شان جوان بودند و از آن اخراجی ها. از همان اول جذب حاجی می شدند. حاجی هم حسابی روی فکر و روحشان کار می کرد. جوری که همه، دل بخواهی می رفتند توی گروهان ویژه، یعنی گروهان آرپی جی زن ها. همیشه سخت ترین قسمت عملیات با گروهان ویژه بود.
مدتی بعد، همان دادیرقال شد فرمانده گروهان ویژه، و مدتی بعد هم اسمش رفت تو لیست شهدا.
یک روز به خاطر دارم حاجی به فرمانده قبلی دادیرقال می گفت: شما این جوونها رو نمی شناسین، یک بار نمازش رو نمی خونه، کم محلی می کنه، یا یه کمی شوخی می کنه، سریع اخراجش می کنین؛ اینها رو باید با زبون بیارین تو راه، اگه قرار باشه کسی برای ما کار بکنه، همین جوونها هستن......
منبع: خاک های نرم کوشک
به نقل از کلوب رهروان ولایت سایت کلوب .کام
ادامه مطلب رو بخون از دستت نره...............
التماس دعا
ادامه مطلب...
خفاش كور هرزه گو بگذار یاوه بافدت
از دلبران دل برده ای آقای بی همتای من
هرکه شد یاور مهدی، به تو دلباخته است...
فرزند شهید امیر علی صیاد شیرازی نقل می كنند: ایشان در قنوت هم دعاهای مختلف را می خواند ولی در پایان قنوت دعای «اللهم اید آیت الله العظمی خامنه ای اللهم حفظه و وفقه و ثبته» را همیشه قرائت می كردند.
پدرم توصیه همیشگی اش این بود كه تبعیت از ولایت، در همه جا و در همه حال می گفت معیار ما در تمامی گزینش ها اشاره اوست. به یاد دارم كه به هنگام شهادت شهید لاجوردی به من گفت: برای رساندن پرچم مقدس انقلاب به صاحب اصیلش حضرت مهدی(عج) ، باید در ولایت ذوب شد.
الان كه فكر می كنم می بینم او بسیار ولایت طلب بود و همیشه هم به من سفارش می كرد مطیع محض ولایت باشم هرگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی مطلبی را بیان می فرمودند سراز پا نشناخته آن را یادداشت می كرد و در زندگی بكار می بست حتی این اواخر كه مقام معظم رهبری درباره تبدیل شدن برخی مطبوعات به پایگاه دشمن سخنان مهمی ایراد نمودند و اظهار نگرانی كردند پدرم سخت متأثر شد و گفت: آقا دلش برای اسلام می تپد، این همه شهید داده ایم كه اسلام زنده بماند و الان بسیار نگران است.
(منبع: اینجا)
***
امیر سرتیپ ناصر آراسته اشاره به ولایت مداری و اطاعت محض شهید صیاد از ولایت فقیه، خاطره ای از این ویژگی ایشان برایمان تعریف كردند و گفتند: «همراه جمعی از فرماندهان و مسئولان خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، از وقتی كه حضرت آقا شروع به صحبت فرمودند، دیدم شهید صیاد شیرازی كل صحبت ها و فرمایشات آقا را یادداشت می كنند.
وقتی از جلسه بیرون آمدیم، به ایشان عرض كردم: «علی آقا! چرا صحبتهای آقا را یادداشت كردید؟ این صحبت ها را كه اخبار اعلام می كند و متنش هم بعداً در اختیار شما قرار می گیرد. پس چه لزومی داشت در جلسه آنها را یادداشت كنید؟»
صیاد به من گفت: «آقا ناصر! آیا قبول داری كه سرپیچی از دستور فرمانده جرم است؟»
گفتم: «بله»
گفت: «آیا قبول داری تأخیر در اجرای دستور «ولی» هم جرم است؟»
گفتم: «بله»
گفت: «من از «ب» بسم الله تا آخر فرمایشات آقا را به مثابه «امر و دستور» تلقی می كنم و می خواهم از همان لحظه ای كه دستور را می شنوم و از محضر ایشان مرخص می شوم اقدام به اجرای امر مولا كنم و این نوشته ها برای همین است كه دائم به آن نگاه كنم و برای اجرای آن فكر و تدابیری بیندیشم و می ترسم از اینكه وقتی از اینجا خارج می شوم و سوار ماشین می شوم در بین راه اتفاقی برایم بیافتد و از دنیا بروم در حالی كه امر نائب امام زمان(عج) را اجرا نكرده باشم و در فكر اجرای صحیح و به موقع آن هم نبوده باشم.»
فارس نیوز
خفاش كور هرزه گو بگذار یاوه بافدت
از دلبران دل برده ای آقای بی همتای من
هرکه شد یاور مهدی، به تو دلباخته است...
در کنفرانس کشورهای اسلامی چند سال پیش در تهران سید حسن نصرالله موقع سخنرانی رهبر انقلاب دوان دوان به سمت ایشان می دوند و در جلوی شیوخ عرب کشورهای حوزه خلیج فارس (عمروعاص ها و شریح های قاضی زمان)و تمامی سران کشورهای اسلامی دست آقا را میبوسند
بعدها وقتی دلیل این کار را میپرسند سید حسن نصرالله میگن:
میخواستم جلوی تمامی سران عرب نشان بدهم که سرباز سید علی هستم
***
سید حسن نصر الله در بخشی از مصاحبه خود با هفته نامه پنجره به بیان برخی از خاطرات می پردازد:خیلی مسایل در گذشته داشتیم. اکثریت همه مسئولین یک نوع فکر میکردند و نظر میدادند و آقا هم نظر دیگری میداد. بعد میدیدیم نظری که آقا دادهاند صائب است و نتیجهبخش.
من خیلی با حضرت آقا محشور بوده ام .مسایل زیادی دارد که اگر بگویم تا صبح تمام نمیشوند، بعد از حادثه یازده سپتامبر آقا فرمودند: نگران نباشید. یازده سپتامبر شروع نزول آمریکا است. آمریکا به اوج خود رسیده است و آغاز نزول آن است. اینها از کجا است؟ اینها از هدایت الهی است. همیشه آقا به آینده خوشبین است. قدر آقا را بدانید. یکی از علمای شیعه مدینه آمده بودند و نگران بودند. به ایشان بعضی از مسایل را تعریف کردم و مسایلی درباره آقا گفتم و اطمینان دادم.
***
در جنگ تموز (جنگ سیوسه روزه)، تحلیلها حاکی از یک جنگ محدود بود. فکر میکردند چند تا ساختمان را میزنند، حملات محدودی برای آزادی اسرا انجام میدهند و تمام میشود، لکن از روز دوم تهاجم وسیعی را آغاز کردند و تقریبا همهجا را زدند. در اتاق عملیات بودیم و مقابله میکردیم. وضعیتمان خوب بود، ولی چند نفر از دوستان از نظر روحی و عاطفی ناراحت بودند. آیا اسیر گرفتن امل باعث این تهاجم و جنگ شده است؟
این سؤال ذهنمان را آزار میداد و بچهها را در فشار روحی قرار میداد. هرچند این مسئله در اصل اداره جنگ و مقاومت تأثیری نداشت. در این شرایط حساس بود که پیام الهام بخش آقا، رسید: «این حمله از قبل تدارک دیده شده است. میخواستند در غفلت حزب الله تهاجم وسیع داشته باشند. همهجا را بزنند و بعد حمله زمینی بکنند و مسلط بشوند و شروط خود را تحمیل کنند. اینهایی که رفتند اسیر گرفتند، لطف خدا بود، این جنگ احزاب است «ستبلغ القلوب الحناجر» اگر به خدا توکل کنند و مقاومت کنند پیروزند به آقای سید حسن نصرا... بگویید پیروزید و اگر در این جنگ پیروز شوید قدرتی میشوید که هیچ قدرتی در مقابلتان نمیایستد. این را هم بگویید که آنها میخواستند حمله کنند. اسیر گرفتیم جنگ را جلو انداختند و آخرین سفارششان هم این بود که به امام زمان (ع) توسل کنید.
این پیغام، بسیار الهامبخش بود. مشکل روحی و عاطفی ما را حل کرد. آن را لطف الهی دانستیم و امیدوار به پیروزی شدیم. در سخنرانیها هم گفتیم که دشمن از قبل برنامهریزی برای حمله داشته و میخواستند در پاییز حمله کنند و لکن بعد از حادثه اسیرگیری حمله را به تابستان آوردند، وقتی ما این حرف را زدیم، خیلی از تحلیلگران سیاسی جهان عرب آمدند آن را تأیید کردند.
آقای حسین هیکل در حمایت از این حرف مصاحبه کرد و گفت من هم اطلاع داشتم و در تحلیل به آن رسیده بودم. روزنامههای معروف جهان عرب هم این تحلیل را واقعبینانه معرفی کردند. از سیاسیون لبنان افرادی مثل میشل عون هم آن را تأیید کردند. اما یک چیز برای خود من سؤال بود که آقا، این حرف را از کجا میدانسته و با چه دلیلی گفته است؟ بعد از جنگ، از طریق یکی از دوستان آن را از آقا پرسیدم. آیت الله خامنهای فرموده بودند اطلاعات خاصی در اینباره نداشتم. به ذهنم خطور کرد. گفتم این الهام خدایی است که به ذهن بندهاش جاری کرد.
در جایی دیگر سید حسن نصرالله میگن :اگه مردم ایران سید علی را میشناختن رفتارشان با ایشان اینگونه نبود.

اگر این مثلث جغرافیایی را با مثلث ابزاری یعنی ابزار اقتصادی ، ابزار نظامی و ابزار اطلاعاتی ترکیب کنیم ستاره شوم صهیونیست ایجاد می شود. این میوه خبیثه ، هسته ای دارد به نام دموکراسی ، که می گوید ما جهان را با دموکراسی فتح خواهیم کرد.
صهیونیزم برای ورود به کشورها یک مثلث انسانی دارد که این مثلث انسانی عبارت است از: منافقین ، نفوذی ها و احزاب سیاسی.
ادامه مطلب...



.jpg)
